ریحانه و سرزمین عجایب
هفته پیش بعد از مدت ها موفق شدیم بریم سرزمین عجایب ، با دوستت که 5 ماه از تو بزرگتره ،"هستی".
یه جایی پر اسباب بازی و بازیهای کودکانه و هیاهو. تو همینجور مات و مبهوت مونده بودی به دور و برت نگاه میکردی
.من عاشق اینجور نگاه کردنتم نفسی مامان 
.خیلی دوست داشتم بتونی تو هم ، تو بازیهای مختلف شرکت کنی ولی حیف که هنوز کوچولویی و بهت این اجازه رو نمیدن.در عوض ما کلی بازی کردیم به جای شما،و خیلی بهمون خوش گذشت.البته با تو و هستی هم سوار قطار بچه ها شدیم و حسابی چرخیدیم ومن برات شعر خوندم. همون شعری که تو مرتب گوشش میدی و خیلی دوسش داری:
قطار بچه ها قشنگ ترین قطار دنیاست....هوهو چی چی...
قطار بچه ها قشنگ ترین قطار دنیاست.... هوهو چی چی....
چند تا عکس از اونجا:


راستی اینم جایزه تو از بازیهایی که اونجا انجام دادیم (ست گوشواره ، النگو ، انگشتر و تل عروسکی)



ریحانه و سرزمین عجایب
